دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال
تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ
- در سالهای بعد از انقلاب، یکی از ژانرهای پرطرفدار تلویزیون ایران، بدون شک ژانر «پلیسی/ کارآگاهی» بوده است. خوشبختانه، در دهههای شصت و هفتاد، سریالهای کارآگاهی خوبی از تلویزیون پخش میشد که حالا هر کدام از این سریالها تبدیل به بخشی از خاطرات بسیاری از ما شدهاند. در همین راستا، فهرستی از برترین سریالهای کارآگاهی خارجی پخش شده از تلویزیون به شما عزیزان ارائه میگردد. با ادامۀ این مطلب همراه باشید.
10- بازرس مورس (Inspector Morse)
سریال «بازرس مورس» محصول مشترک آمریکا و بریتانیا بود. این سریال که در اصل برگرفته شده از رُمانهایی به قلم «کالین دکستر» (Colin Dexter) بود، ماجراهای کارآگاهی نسبتاً مُسن به نام «اِندِوِر مورس» (Endeavour Morse) را روایت میکرد که به همراه دستیارش گروهبان «رابی لوییس» (Robbie Lewis) در پی حل پروندههای پلیسی بود.
شخصیت محوری این سریال یعنی «بازرس مورس» نسبت به کارآگاههای شاخصی همچون «پوآرو» و «شرلوک هولمز» یک تفاوت عمده داشت؛ علیرغم برخورداری از هوش بالا، مورس کارآگاهی بدون خطا نبود و گاهاً در حدسهای پلیسی خود دچار اشتباهات فاحش میشد. البته، پس از پی بردن به اشتباهات، او همواره در جهت جبران خطاها میکوشید و بالاخره با هر زحمت ممکن معماهای پیشِ رویِ خود را حل میکرد. ناگفته نماند که بازیگر نقش بازرس مورس «جان ثا» (John Thaw) هنرپیشۀ سرشناس انگلیسی بود که در نسخۀ دوبلۀ فارسی استاد «پرویز بهرام» به جای او صحبت کرده بود.
9- بازرس کرس (Der Alte)
سریال آلمانی «بازرس» (Der Alte) سریالی مشهور و محبوب بود که در غالب دو مجموعۀ متفاوت از تلویزیون ایران پخش شد. بخشی از این سریال که تولید سالهای 1977 تا 1986 میلادی بود تحت عنوان «کارآگاه کاستر» از تلویزیون ایران پخش شد و بخشی دیگر از این سریال که در فاصلۀ سالهای 1986 تا 2007 میلادی تولید شده بود، تحت عنوان «بازرس» پخش شد که البته در بین عامۀ مردم با عنوان «بازرس کِرِس» هم شناخته میشد.
به سریال «کاراگاه کاستر» کمی جلوتر خواهیم پرداخت ولی اکنون تمرکز ما بر روی «بازرس کِرِس» است. «لئو کِرِس» (Leo Kress) کارآگاهی پیر، متین، صبور و زُبده بود که نقش او را هنرپیشۀ آلمانی «رولف شیمپف» (Rolf Schimpf) بازی میکرد و صداپیشگی وی را در نسخۀ دوبلۀ فارسی باز هم استاد «پرویز بهرام» بر عهده داشت. جالب است بدانید نام آلمانی سریال «بازرس» (Der Alte) به معنای «پیرمرد» و نام انگلیسی این سریال (The Old Fox) به معنای «روباه پیر» است.
8- معما (Campion)
«آلبرت کمپیون» (Albert Campion)، شخصیت اصلی سریال بریتانیایی «معما»، بر حسب شغل و حرفه یک کارآگاه محسوب نمیشد، ولی کارهایی که میکرد و ماجراهایی که دنبال میکرد، او را به یک کارآگاه واقعی نزدیک کرده بود. روی همرفته، داستانهای سریال «معما» ماهیت کارآگاهی داشت و به همین خاطر نامش در این فهرست عنوان شده است.
کمپیون اشرافزادهای انگلیسی بود که به کشف رازها و سر در آوردن از اسرار علاقه داشت. ظاهر او، با آن عینک گِرد خاصش، شباهت زیادی به «هارولد لوید» (Harold Lloyd) کمدین سرشناس آمریکایی داشت ولی ماهیت شخصیت او، تفاوت عمدهای با یک کمدین داشت. ماجراجوییهای کمپیون اصلاً رنگ طنز و شوخی نداشت.
7- کمیسر و رکس (Kommissar Rex)
نام اصلی این سریال اتریشی-ایتالیایی «کمیسر رکس» بود ولی در ایران بیشتر با نام «کمیسر و رکس» یا «رکس» مشهور شد. سگی از نژاد «ژرمن شپرد» شخصیت محوری سریال بود. هیجان، حادثه و ریتمِ تندِ روایت، به همراه شخصیتپردازی خوب و نمایش تعامل خوب یک سگ با یک مأمور پلیس، از ویژگیهای مثبت سریال کمیسر و رکس بود که باعث شده بود این سریال بتواند در دل مخاطبان ایرانی خوب جا باز کند.
راستی، از صداپیشگی استثنایی «کیکاووس یاکیده» به جای شخصیت کمیسر «ریچارد موزر» هم (Richard Moser) نمیتوان غافل شد. البته موزر صرفاً در فصلهای ابتدایی سریال، یار و همراه رکس بود. در فصلهای بعدی، شخصیتهای دیگری جایگزین موزر شدند.
6- ناوارو (Navarro)
کارآگاهی جدی، با ابهت، سختگیر و کارکشته به نام «آنتوان ناوارو» (Antoine Navarro) شخصیت اصلی سریال «ناوارو» بود. ناوارو به همراه دخترش «یولاند» (Yolande) زندگی میکرد و رابطۀ او با این دختر در بُرهههای مختلف سریال، یکی از جذابیتهای این سریال فرانسوی بود.
تولید سریال ناوارو به مدت 18 سال ادامه داشت، تا جایی که بینندگان به چشم خود شاهد رشد «امانوئل بوآدرون» (Emmanuelle Boidron) بازیگر نقش یولاند در طی این سالها بودند؛ او رفته رفته از دختری کم سن و سال به یک زن جوان و بالغ بدل شد.
صدای باصلابت و باوقار استاد «بهرام زند» که به جای «روژه اِنن» (Roger Hanin) بازیگر شخصیت ناوارو صحبت میکرد، هنوز در گوش بسیاری از علاقهمندان این سریال طنینانداز است.
5- کارآگاه کاستر (Der Alte)
در مورد ماهیت سریال «Der Alte»، کمی بالاتر، در بخش «بازرس کرس» مقداری توضیح داده شده است. اکنون قصد داریم با خود کارآگاه کاستر بیشتر آشنا شویم.
کارآگاهی نسبتاً کهنسال به نام «اروین کاستر» (Erwin Köster) شخصیت اصلی سریال بود. کاستر علیرغم خبره بودن در کار خود، شخصیتی بسیار فروتن، متین و بیادعا داشت. او در بازیهای روانی بسیار مهارت داشت و هنگام مواجه شدن با متهمان، از همین خصوصیت خود برای ایجاد لغزش در طرف مقابل و اعترافگیری از مجرمان بهره میبرد. شاید به همین خاطر بود که به او لقب «روباه پیر» را داده بودند، چون کارآگاه کاستر به معنای واقعی کلمه «زیرک» بود.
ناگفته نماند که «پرویز بهرام» با آن صدای گرم و خاص همیشگی خود، صداپیشگی شخصیت کارآگاه کاستر را بر عهده داشت.
4- کارآگاه درک (Derrick)
باز هم یک سریال آلمانی دیگر. سریال «کارآگاه دِرِک» نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورهای دنیا محبوبیت چشمگیر داشت، تا جایی که پخش آن در بیش از 100 کشور اتفاق افتاد.
در سالهای نه چندان دور، جمعه شبها، حوالی ساعت 8، بسیاری از خانوادههای ایرانی مشتاقانه پای تلویزیون مینشستند تا قسمتی دیگر از سریال مهیج کارآگاه درک را تماشا کنند. محبوبیت این سریال در ایران به قدری زیاد بود که بعدها حتی در برخی از آیتمهای طنز تلویزیونی از این سریال شبیهسازی به عمل آمد. هنوز خیلی از مخاطبان تلویزیون، نقشآفرینی طنز «رضا شفیعیجم» به جای شخصیت کارآگاه درک را به خاطر دارند.
سربازرس «اشتفان درک» (Stephan Derrick) به همراه دستیار خود «هری کلاین» (Harry Klein)، مسئولیت رسیدگی به پروندههای جنایی را بر عهده داشت. صحنۀ جرم و جنایت نیز عمدتاً در محدودۀ شهر مونیخ بود. «هورست تاپرت» (Horst Tappert) ایفاگر نقش کارآگاه درک بود و استاد «ایرج رضایی» صداپیشگی او را در نسخۀ دوبلۀ فارسی تقبل کرده بود.
3- خانم مارپل (Miss Marple)
شاید بدون پیشزمینۀ قبلی تصورش سخت باشد که بتوانیم یک پیرزن تنها مشهور به «خانم مارپل» را به عنوان حل و فصلکنندۀ پروندههای جرم و جنایت بپذیریم، ولی «آگاتا کریستی» (Agatha Christie)، خالق داستانهای کارآگاهی و جنایی، چنان پردازش هنرمندانهای از این پیرزن ارائه داده، که پس از مدتی همراهی با او، میتوانیم به راحتی به هوش و ذکاوت خانم مارپل در حل معماهای جنایی ایمان بیاوریم.
در اقتباس تلویزیونی «بیبیسی» از رُمانهای خانم مارپل، «جوآن هیکسون» (Joan Hickson) ایفاگر نقش «جین مارپل» (Jane Marple) یا همان خانم مارپل بود. در این سریال، خانم مارپل به صورت پیرزنی مهربان و دوستداشتنی تصویر شده بود که هوشی سرشار و تجربیاتی گرانقدر داشت. او به هیچ وجه یک کارآگاه رسمی و حرفهای نبود، ولی شیوۀ مواجههاش با معماهای جنایی، از او یک کارآگاه بالقوه ساخته بود.
شاید از لحاظ میزان هیجان و جذابیت، سریال خانم مارپل نتواند با برخی از سریالهای بالاتر ذکر شده رقابت کند، ولی از لحاظ عمق داستانپردازی و بدیع بودن شخصیتها و داستانها، این سریال را میتوان شایستۀ قرار گرفتن در رتبۀ سوم فهرست حاضر دانست.
این نکته را هم باید اضافه کرد که در نسخۀ دوبلۀ فارسی، «فهیمه راستکار» با صدای دلنشین خود به جای خانم مارپل صحبت کرده است.
2- پوآرو (Agatha Christie's Poirot)
با شنیدن نام «پوآرو» احتمالاً نخستین چیزهایی که به ذهن ما خطور میکنند این دو مورد هستند: اول، شکل و شمایل خاص سبیل کارآگاه پوآرو که در کمال ظرافت، پیچ و تابی عجیب و منحصر به فرد داشت؛ دوم، موسیقی زیبا و خاطرهانگیز سریال پوآرو که در حافظۀ موسیقایی ما ایرانیها و خیلی از مردم جهان جایگاهی ماندگار و فراموشنشدنی دارد.
سریال پوآرو اصالتی بریتانیایی داشت ولی خود شخصیت «هرکول پوآرو» (Hercule Poirot) هویتی بلژیکی داشت و تهلهجۀ فرانسوی او به خوبی تفاوت وی با سایر شخصیتهای بریتانیایی را نشان میداد. از قضا، در نسخۀ دوبله فارسی این سریال نیز استاد «اکبر منانی» به زیبایی هر چه تمام این تهلهجۀ متفاوت پوآرو را شبیهسازی کرده بود که همین مسئله به بیشتر ماندگار شدنِ این شخصیت در اذهان ما ایرانیها کمک کرده است.
در سریال مدّ نظر ما، «دیوید سوشِی» (David Suchet) که البته نامش در ایران با تلفظ نه چندان صحیح «دیوید ساچت» جا افتاده بود، ایفاگر نقش هرکول پوآرو بود. ظاهرِ چهره، هیکل چاق و قد کوتاه پوآرو، بیشتر از اینکه شکل و شمایل او را به یک کارآگاه ورزیده و با ابهت شبیه کند، از او یک انسان خپل و کمی بامزه ساخته بود. با این حال، پوآرو برای نظم و انضباط اهمیت بهسزایی قائل بود و از این ویژگی در کنار خصوصیاتی چون «دقت نظر» و «هوش بالا» برای حل و فصل پروندهها کمک شایان میگرفت.
شاید پیش از پخش سریال پوآرو خیلی از ما با اصطلاح «سلولهای خاکستری مغز» آشنا نبودیم ولی اکنون اکثر ما با شنیدن این اصطلاح بلافاصله به یاد هرکول پوآروی دوستداشتنی میافتیم. حتماً این نکته را هم میدانید که پوآرو هم مثل «خانم مارپل» زاییدۀ ذهن خلاق «آگاتا کریستی» بود.
1- ماجراهای شرلوک هولمز (The Adventures of Sherlock Holmes)
و در نهایت، رتبۀ اولِ فهرستِ حاضر اختصاص دارد به سریال «ماجراهای شرلوک هولمز». مگر میشود بازیِ بیبدیلِ «جرمی برت» (Jeremy Brett) در نقش کارآگاه شرلوک هولمز را به سادگی فراموش کرد؟ مگر میشود داستانپردازی حیرتانگیز «سِر آرتور کانن دویل» (Sir Arthur Conan Doyle)، خالق اصلی شرلوک هولمز و ماجراهایش را از یاد برد؟ مگر میشود صدای رسا و جاودانۀ استاد «بهرام زند» در نقش شرلوک هولمز را از ذهن پاک کرد؟ مگر میشود از کنار فراز و فرودهای شخصیتیِ شرلوک هولمز که همگی مبتنی بر شاخصههای روانشناسانه بودند به سادگی گذشت؟
شرلوک هولمز با همۀ کارآگاهان دیگر فرق دارد. شخصیت او آمیخته با نوعی خاص از غرور است ولی این غرورِ او در کمال تعجب باعث پسزدگی مخاطب از وی نمیشود. ذهن او به قدری خلاق و پیچیده است که در مقام مقایسه واقعاً نمیتوان کارآگاهی نظیر او پیدا کرد.
هولمز در کنار دوست و یار همیشگیاش «جان واتسون» (John Watson) چنان بیمحابا به استقبال خطر میرفت که مخاطب هر لحظه تصور میکرد نکند جان خود را بر سر اهدافش ببازد. کما اینکه در مقطعی از سریال، مطابق با روایت خودِ کانن دویل، هولمز حتی دچار نوعی مرگ و حذف فیزیکی هم شد (ماجرای سقوط از آبشار بلند)، ولی مدتی بعد، خوشبختانه صحیح و سالم به عرصۀ تقابل با جرم بازگشت و خوشحالی طرفدارانش را پدید آورد.
شجاعت و جسارت، ضریب هوشی فوقالعاده بالا، مهارت در تغییر چهره و نقشآفرینی، دقت شگفتانگیز، تمرکز ذهنیِ بیبدیل، قدرت بالا در تجزیه و تحلیل مدارک و وقایع، و در نهایت، توانایی بهرهگیری از نتیجهگیریهای بدون نقص، همگی جزو ویژگیهای شاخص شرلوک هولمز بودند.
کارآگاه لندننشین [هولمز]، دکترِ باوفا [واتسون]، پیپ، کلاه خاص و پالتوی بارانی [تیپ هولمز]، ساختمان پلاک «221بی» خیابان بِیکِر [محل زندگی هولمز]، پروفسور «جیمز موریارتی» (James Moriarty) [برجستهترین رقیب و خطرناکترین دشمن هولمز]، خانم «هادسون» (Hudson) [صاحبخانۀ دلسوز هولمز]، بازرس «لِسترید» (Lestrade) [پلیس اسکاتلندیارد] و... همگی بخشی از خاطرات طرفداران سریال ماجراهای شرلوک هولمز هستند.
پینوشت: چنانچه احساس میکنید در فهرست بالا موردی خاص از قلم جا افتاده یا ترتیب فهرست عیب و ایراد دارد، میتوانید در بخش «دیدگاهها» نظر خود را بیان کنید (برای ثبت نظر، باید در سایت «ارم بلاگ» عضویت داشته باشید). به هر حال، همواره در تهیۀ فهرستهای «برترینها»، سلیقهها تأثیرگذارند. شاید سلیقۀ نگارندۀ این متن با سلیقۀ بعضی از مخاطبان عزیز سازگار نباشد، که البته این مسئله را میتوان امری طبیعی و اجتنابناپذیر تلقی کرد. به هر حال، چه موافق و چه مخالف، از همراهی شما با این مطلب سپاسگزارم.
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده
پوآرو و خانم مارپل سریالهای احمقانه و ابلهانه ای بودند که فقط جلف بازی و مسخره بازی بودند با داستانهایی نشدنی و احمقانه که در دنیای واقعی هرگز رخ نمی دهند و توهین به شعور بیننده.