خاطره‌ انگیزترین بازی‌ های کنسول «میکرو»

» خاطره‌ انگیزترین بازی‌ های کنسول «میکرو»

10 بازی برتر: خاطره‌ انگیزترین بازی‌ های کنسول «میکرو»

 

- در ایران با نام «میکرو» مشهور شده بود ولی نام اصلی‌ اش «نینتندو اینترتینمنت سیستم» (Nintendo Entertainment System) [سیستم سرگرمی نینتندو] یا به طور اختصار «نِس» یا «اِن‌ ئی‌ اِس» (NES) بود. مدتی بعد، نسخه پیشرفته‌ ترِ این کنسول هم به بازار آمد که تحت عنوان «سوپر نینتندو اینترتینمنت سیستم» (Super Nintendo Entertainment System) یا به طور اختصار «اِس‌ نِس» یا «اس‌ ان‌ ئی‌ اس» (SNES) از آن یاد می‌ شد. خیلی از بچه‌ های دهه شصت و حتی بعضی از بچه‌ های دهه هفتاد با دستگاه میکرو خاطره دارند. قصد داریم کمی خاطره‌ بازی کنیم. کدام بازی میکرو برای شما خاطره‌ انگیزتر بود؟ با ادامه این مطلب همراه باشید.

 

نکته: عناوین معرفی شده در ادامه این مطلب، همگی در زمره بازی‌ های «نِس» (NES) هستند، هرچند که بعضی از آن‌ ها بعداً به طور پیشرفته‌ تر برای «اِس‌ نِس» (SNES) هم ارائه شدند.

 

10- میوه‌ خور (Adventure Island)

نام کاملتَرَش «Hudson's Adventure Island» بود. در ایران به نام «میوه‌ خور» مشهور شده بود ولی ترجمه نامش «جزیره ماجرا» یا به عبارتی دیگر «جزیره ماجراجویی» بود. شخصیت اصلی بازی یک پسر تُپُل مُپُل بود که در ساحل و جنگل و محیط‌ های دیگر حرکت می‌ کرد،‌ میوه می‌ خورد، به سمت دشمن تیر و گاهی تبر پرت می‌ کرد، بعضی وقت‌ ها هم اسکیت جایزه می‌ گرفت و اسکیت‌ سواری می‌ کرد.

 

9- پلیس‌ بازی (Hogan's Alley)

کسانی که دستگاه میکروشان مجهز به دسته تفنگی بود می‌ توانستند از یک سری بازی جالب تفنگی لذت ببرند. یکی از این بازی‌ ها «پلیس‌ بازی» بود. سه تا شخصیت در تصویر ظاهر می‌ شدند که معمولاً یکی از آن‌ ها تبهکار و دو تای دیگر بی‌ گناه بودند. باید در کمترین زمان ممکن،‌ تبهکار را شناسایی کرده و به سمتش شلیک می‌ کردیم. چه جوری باید تبهکار را تشخیص می‌ دادیم؟ فقط از رویِ ظاهر! اگر کسی ظاهرش غلط‌ انداز بود، بی‌ معطلی به سمتش شلیک می‌ کردیم.

 

8- ملوان زبل (Popeye)

شاید بشود گفت بازی «ملوان زبل» را بیشتر به خاطر آشنایی با سری کارتون‌ های ملوان زبل دوست داشتیم. شخصیت‌ های اصلی کارتون یعنی خودِ «ملوان زبل»،‌ «آلیو اویل» (Olive Oyl) [معشوقه یا زن ملوان زبل] و «بروتوس» (Brutus) [شخصیتی با هیکل گنده و ریش، که دشمن و رقیب اصلی ملوان زبل محسوب می‌ شد] همگی در بازی حضور داشتند. در حین بازی، وقتی ملوان زبل اسفناج می‌ خورد، آهنگ آشنای کارتون پخش می‌ شد و آن وقت، ملوان زبل می‌ توانست دَمار از روزگار بروتوس در آوَرَد.

 

7- موتور پرشی (Excitebike)

پسرها ذاتاً عاشق هیجان هستند. بازی «موتور پَرِشی»، هم با «سرعت» سر و کار داشت و هم با «پرش»؛ و این یعنی «هیجان». انجام بازی بسیار سخت بود و هر کسی از پَسَش بر نمی‌ آمد ولی کسی که می‌ توانست به اجرای بازی مسلط شود، آن وقت می‌ توانست لذت واقعی بازی را تجربه کند.

 

6- کونگ فو (Yie Ar Kung Fu)

آن زمان‌ ها که هنوز «جکی چان» و «بروس لی» حسابی روی بورس بودند، خیلی از بچه‌ ها دوست داشتند به سبک و سیاق خود حرکات رزمی این دو مبارز را شبیه‌ سازی کنند. درست در همین بُرهه‌ ها بود که بازی «کونگ فو» هم برای کنسول میکرو به بازار آمد. حالا بچه‌ ها می‌ توانستند بدون آسیب زدن به خواهر و برادر کوچکتر یا تخریب اموال خانه، کونگ فو بازی کنند و لذت ببرند. به غیر از «Yie Ar Kung Fu»، یک بازی کونگ‌ فوی دیگر به نام «Kung Fu» نیز برای میکرو وجود داشت که قهرمان آن لباس و شلوار رزمی سفید با آستین‌ های کوتاهِ مشکی به تن داشت و باید برای نجات معشوقه‌ اش با دشمنان می‌ جنگید.

 

5- فوتبالیست‌ ها (Captain Tsubasa Volume II: Super Striker)

کنسول میکرو، بازی فوتبالِ درست و حسابی نداشت؛ یا بهتر است بگوییم، بازی‌ های فوتبال این کنسول، آنچنان که باید و شاید موردِ پسندِ فوتبال‌ دوستان نبودند. در این شرایط، بازی «فوتبالیست‌ ها» تا حدودی عطش علاقه‌ مندان به فوتبال را برطرف می‌ کرد. البته سبک و سیاق این بازی عجیب بود و اصلاً به بازی‌ های عادی فوتبال شباهت نداشت. اما شبیه‌ سازی بازی بر اساس کارتون محبوب «فوتبالیست‌ ها» و البته حضور شخصیت‌ های پرطرفدار این کارتون همچون «کاپیتان سوباسا»، برگ برنده بازی محسوب می‌ شد.

 

4- دانکی کونگ (Donkey Kong)

یک گوریل گُنده به نام «دانکی کونگ» (Donkey Kong) بالای داربست‌ ها ایستاده بود. گهگاه یک بشکه بر می‌ داشت و آن را پرتاب می‌ کرد (یا شاید بهتر باشد بگوییم، بشکه‌ ها را روی زمین قِل می‌ داد). گوریل یک زن جوان را اسیر کرده بود. شخصیتی که پایین داربست‌ ها حضور داشت، باید با مهارت از نردبان‌ ها بالا می‌ رفت و در این حین تلاش می‌ کرد تا با بشکه‌ ها برخورد نکند. رسیدنِ این قهرمان به بالای داربست‌ ها مترادف بود با نجات زن جوان و شکستِ گوریل گنده. راستی، این قهرمان از لحاظ ظاهر خیلی آشنا بود. بله، او همان «ماریو»ی دوست‌ داشتنی بود؛ همان «قارچ‌ خورِ» خودمان.

 

3- کنترا (Contra)

دو کماندو، شخصیت‌ های اصلی این بازی بودند. یکی از آن‌ ها تا حدودی شبیه به «آرنولد» بود و دیگری تا حدودی شبیه به «رمبو» یا «سیلوستر استالونه». شاید هم این شباهت‌ ها صرفاً زاییده تخیل ما بود، چون آن زمان‌ ها اساساً چیزی به نام «گرافیکِ بالا» وجود خارجی نداشت که بتوانیم تشخیص بدهیم کی شبیه به کیست. البته، آنچه از پوستر رسمی بازی هم بر می‌ آمد، حاکی از آن بود که سازندگان این بازی چندان هم بدشان نمی‌ آمده که از دو قهرمانِ آن روزهای سینمای آمریکا الگوبرداری داشته باشند. خلاصه ی کلام، بازی «کُنترا» تَهِ اکشن و هیجانِ بازی‌ های ویدئوییِ آن زمان بود. واقعاً برای زمان خودش، گوهری گران‌ بها محسوب می‌ شد.

 

2- شکار مرغابی (Duck Hunt)

یک سگ، بوکِشان وارد قاب تصویر می‌ شد. در یک لحظه، ناگهان پشتِ علف‌ ها می‌ پرید و مخفی می‌ شد. در این هنگام، دو مرغابی از داخل علف‌ ها به هوا بلند می‌ شدند. باید در کمترین زمان ممکن، کنترل تفنگیِ میکرو را به سمت مرغابی‌ ها نشانه می‌ رفتیم و... بَنگ، بنگ! چنانچه تیرها به هدف می‌ خوردند، سگ لاشه مرغابی‌ های بخت‌ برگشته شکارشده را در دست می‌ گرفت و آن‌ ها را پیروزمندانه به ما نشان می‌ داد. ولی اگر‌ تیرها به هدف نمی‌ خوردند، همان سگ چنان پوزخندِ موذیانه‌ ای تحویل ما می‌ داد که انسان را دچار یأس فلسفی می‌ کرد:)

 

1- قارچ خور (.Super Mario Bros)

حتی بچه‌ هایی هم که میکرو نداشتند،‌ کم و بیش با بازی «قارچ‌ خور» یا «سوپر ماریو» آشنا بودند. «ماریو» (Mario) به معنای واقعی کلمه نماد کمپانی «نینتندو» بود (و هست) و برای این شرکت اهمیتی به‌ سزا داشت (و دارد). اصلاً این شرکت شهرت و محبوبیت خود را به نوعی مدیون ماریو می‌ داند.

در حین بازی، یک لوله‌ کشِ‌ سبیلو به نام «ماریو» باید از موانع و مراحل مختلف می‌ گذشت تا بتواند یک شاهزاده موسوم به «شاهزاده پیچ» (Princess Peach) را از چنگ هیولایی به نام «باوزر» (Bowser) نجات دهد. ماریو،‌ وقتی «قارچ» می‌ خورد، بزرگ می‌ شد. وقتی «گل» می‌ خورد، به پرتاب تیر مجهز می‌ شد. وقت‌ هایی هم که «ستاره» می‌ خورد، به اصطلاحِ بچه‌ های آن زمان «کلانتر» می‌ شد و آن وقت، دیگر دشمن‌ ها نمی‌ توانستند به او آسیبی برسانند.

ماریو یک برادر هم داشت به نام «لوئیجی» (Luigi) که فقط در حالت دو نفره ی بازی چشممان به جمالش روشن می‌ شد.

در مورد خاطرات بازی «قارچ‌ خور» می‌ توان صفحه‌ ها نوشت، ولی برای مطلب حاضر به همین میزان توضیح اکتفا می‌ کنم تا مطلب بیش از حد طولانی نشود.

با خاطراتتان خوش باشید!

 


پی‌ نوشت: چنانچه احساس می‌ کنید در فهرست بالا موردی خاص از قلم جا افتاده یا ترتیب فهرست عیب و ایراد دارد، می‌ توانید در بخش «دیدگاه‌ ها» نظر خود را بیان کنید (برای ثبت نظر،‌ باید در سایت «ارم بلاگ» عضویت داشته باشید). به هر حال، همواره در تهیه فهرست‌ های «برترین‌ ها»، سلیقه‌ ها تأثیرگذار هستند. شاید سلیقه نگارنده این متن با سلیقه بعضی‌ از مخاطبان عزیز سازگار نباشد،‌ که البته این مسئله را می‌ توان امری طبیعی و اجتناب‌ ناپذیر تلقی کرد. به هر حال، چه موافق و چه مخالف، از همراهی شما با این مطلب سپاسگزارم.


آخرین مطالب این وبلاگ



Buy website Traffic
Buy Real Traffic
ساخت وبلاگ حرفه ایساخت وبلاگ حرفه ای رایگان
Buy Website Traffic Cheap



  ساخت وبلاگ